۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه






آی هیجدهم تیرِ ۱٣۷٨


بر خاک هایِ پُر خندق
رؤیایِ تیله هایِ گم ام
در زخمِ بازِ زمین
خنده هایِ تلخِ مکرر.


به سینه ات می بارم
پروردگارِ خاموشِ دریاها
به سینه ات می بارم
با همین ابریشمِ باران نخورده یِ
موهایم...

هیچ نظری موجود نیست: