گام هایِ آهسته یِ رقص مرگ
پَر وستبرگ
اقتدار و عظمتِ ادبیات بر پایه هایِ تعهد و قیام بنا می شود. تا پیش از عصرِ رومانتیک تعهد تنها شرطِ مطرح بود. شاعر می بایستی به متون قدیمی یا کلاسیک وفادار بماند. جاده ها را سنّت هموار می کرد. شانه هایِ ادبیاتِ مدرن نیز به سویِ سنّت خم بود و گلچینی از عهدِ عتیق تعین کننده یِ اقتدارِ ادبی.
با ورودِ رومانتیک به دنیایِ ادبیات، اتحاد بر محورِ ارزش های مشترک و تلاش برای درک یکدیگر جایِ خود را به تمجید از انشعابگر و بیرون گود داد. آثار تازه و نو الگو قرار گرفت و رقصِ مرگ با گام هایِ آهسته به صحنه آمد. از اواسطِ قرن نوزدهم ادبیات به عنوانِ یک ژانر ویژه با مشخصاتِ مختصِ خود به سمتِ انحلال و از هم پاشی به حرکت درآمد. جی ام کورتژ این روند را شکست شعر می نامد. متن هر چه بیشتر زبانِ افسون شده یِ نویسنده را هنگامِ به تصویر کشیدنِ «من» و هستی افشا کند، سنگین تر و حجیم تر می شود. بدین سبب بود که فلوبر رؤیایِ نوشتنِ کتابی در باره یِ «هیچ» را در سر می پروراند.
ادامه در سایت اثر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر